این طرف مشتی صدف ،انجا کمی گل ریخته ........موج،ماهی های عاشق را به ساحل ریخته
زمستان بی باران ورق می خورد
روز های همیشه مثل همیشه
امروز چندم است؟
تا بوده از این روزها
روز پیدایش انسان
روز خون
روز مهربانی غار با آدمی
روز جنگ جهانی
روز قتل امیر کبیر
روز"یازده سپتامبر "
روز دیدن تو
این همه روز و روز و روز ....
که هریک بر شانه ی شبی سوراند
اما امروز
روز پاییزی خاطره انگیزی می تواند باشد
خاطره اش می تواند لم بدهد در دفتر خاطرات
وبه یاد بماند
تا یازده زمستان دیگر
هر بهار ورق بخورد
اما همین امروز
می تواند
روزی بی تفاوت بی رمق بی نگاه بی همیشه
از رخوت رختخواب برخاستن
ودرد انسان معاصر در شقیقه ات.....
*
تا غروب . روز را برشانه کشیدن
تا خلوت خانه
و گهواره ی شب های پاییز
منتظر تولد نوزادی دیگر
از همین پاییزی روزها
( حامد حسین خانی )
امام صادق (ع):
اگر جوان مومنی قرآن بخواند قرآن با گوشت و خون
او آمیخته می شود ...
می توان آیا به دل دستور داد ؟
می توان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد ؟
باد را آیا توان فرمود ایست ؟
موج را فرمود باید ایستاد ؟
آن که دستور زبان عشق را
بی گزاره در نهاد ما نهاد
خوب می دانست که تیغ تیز را
در کف مستی نمی بایست داد...
" زنده یاد قیصر امین پور "
عشق یعنی یه شهید بالبای تشنه سینه چاک .....
و در حالی که در تمام فضا خاک پیچیده باید راهت را پیدا کنی
و با تمام این که می بینی هم وطنانت وهمسنگرانت پرپر می شوند باید امیدت را نگه داری...
سخت است نه ؟
اما می شود .....اسامی که امروز می شنویم وبه راحتی از آن ها می گذریم این کار را کردند...
شهیدان جانبازان رزمندگان آزادگان و... حتی کارهایی را که سخت تر از این بود هم انجام دادند.
ولی امروز این من و توییم که باید این آزادی وآزادگی را نگه داریم...
سخت است نه ؟
اما می شود....
می شود...

وکتاب ها مونو بهمون بدن...
یادش بخیر ذوقی که برای "مصبر" شدن داشتیم !
یادش بخیر وقتی که یاد گرفتیم بنویسیم بابا آب داد...
کاش الان هم مثل اون روز ها ذوق وشوقمونو برای درس خوندن از دست ندیم

از وقتی اومد هیچ وقت تنهاش نگذاشته بودم ، همیشه باهم بودیم ، باهم مسافرت می رفتیم ، می خوابیدیم و ....
اما از اون روزی که توی پارک گمش کردم شب ها خوابم نمی بره ؛
هرشب تو فکر اون روز هایی ام که عروسکم رو پشت ویترین می دیدم ....
" ترنم "
1 ) در نزدیکی روستای ما شهری است که در آن تمامی امکانات رفاهی موجود است .
مدرسه دارد ، بیمارستان دارد ، قطار دارد ، مغازه ها ی زیاد دارد .
من اینجا را دوست ندارم خوش به حال کسانی که در شهر زندگی می کنند ...
2 ) در نزدیکی شهر ما روستایی است که در آن راحت می شود زندگی کرد .
هوایش تمیز است ، طبیعت بسیار زیبایی دارد ، وهمه با هم صمیمی هستند .
من اینجا را دوست ندارم خوش به حال کسانی که در روستا زندگی می کنند ...
" ترنّم "
مسلمانان جهان مبارک باد ![]()
